تبليغاتX
ساقی

هو الغفار

 

سلام...

.

.

 

               همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

 

                                که هنوز من نبودم که تو بر دلم نشستی  

.

.

بحريست بحر عشق كه هيچش كناره نيست...

قطره قطره شراب ناب يادگار حاج اسماعيل دولابي

كتاب مصباح الهدي

...

 

امیر المومنین فرمود: در شگفتم از کسی که یأس پیشه می کند در حالی که استغفار همراه

 

اوست.

 

هر وقت غصه دار شدید برای خودتان و برای همه ی مومنین و مومنات از زنده ها و

 

 مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند امد استغفار کنید. غصه دار که می شوید گویا بدنتان چین

 

 می خورد واستغفار که می کنید این چینها باز می شود.

 

-هر روز هفتاد بار استغفار را ترک مکن. عموما عصر و دم غروب شیعیان را غم می گیرد

 

 و با استغفار برطرف می شود. با این استغفار دل پاک می شود و شیطان به دل راه ندارد.

 

غفاریت خدا یعنی اینکه هیچ گناهی برای خلقش قائل نیست و به گناه خلقش توجهی ندارد.

 

 کسی که بعضی را ببخشد و بعضی را نبخشد غفار نیست. پس تنها باور خودت شرط است.

 

البته وقتی که این را باور کردی به خود می گویی: در دیزی باز است ولی حیای گربه کجا

 

رفته است؟ آن وقت ادب می کنی و از گناه پرهیز می کنی.

 

- این که فرموده اند روزی هفتاد بار استغفار کن، تکرار برای باور است. یعنی آنقدر تکرار

 

کن تا باور کنی که خدا تو را بخشیده است.

 

- استغفار عامه مردم برای گناه دوست است. گناه دوست گناه خود آدم است.

 

مومنین وقتی توبه می کنند از گناه دوستشان توبه می کنند . گناه دوست که آمرزیده شد دل

 

خود آدم پاک می شود.

 

برای گناهان دوستانتان روزی هفتاد بار استغفار کنید و الاٌ راهتان مسدود خواهد بود. وقتی

 

 استغفار کنی دورت خلوت می شود،آن گاه علی (ع) در کنارت می نشیند.

 

 استغفار یکی از دو امان الهی است.

 

دو رکعت نماز بخوان و به خداوند عرض کن خدایا هر کس به من بدی کرده را بخشیدم،

 

تو هم مرا ببخش.

 

آن وقت ببین خدا با تو چه کار می کند.

 

خوشحال کردن شخص محزون، چه با بذل مال، چه با حرف و سخن و چه با نشستن

 

پهلوی او، کفاره گناهان است.

.

 

یا علی مددی

 

+ نوشته شده توسط پياله... در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 |
 

هو الحق

سلام...

بحريست بحر عشق كه هيچش كناره نيست……

قطره قطره شراب ناب يادگار حاج اسماعيل دولابي

كتاب مصباح الهدي

...

در حدیث قدسی است که خدا می فرماید : اگر کسی از خواب بیدار شد و وضو نگرفت بر من

 

 جفا کرده است. و اگر وضو گرفت و دو رکعت نماز نخواند برمن جفا کرده است. و اگر نماز

 

خواند و از من چیزی نخواست بر من جفا کرده است.

 

و اگر از من چیزی خواست و من به او ندادم من بر او جفا کرده ام. این عبارت آخر یعنی

 

ای بنده ی من، من جفاکار نیستم.

 

- هر وقت عطسه کردی دستها را رو به آسمان بلند کن و بگو: انی آمنت بربکم فاسمعون

 

وصلی الله علی محمد و آل محمد. ازاین ذکر تو ملکی خلق می شود که به غیب الغیوب

 

 می رود و برای تو عبادت و ذکر خدا می کند.

 

اگر وقتی خواستی نماز بخوانی دیدی حال نماز نداری و از صدای خودت خوشت نمی آید،

 

 یک خورده صدایت را پایین تر بیاور. در مستحبات هر وقت گیر خوردی، دوباره از سر

 

 بگیر واین بار یک مقداربیاور پایین تر. اگر دیدی نمازت خوب از کاردرنمی آید و کیفت

 

 به راه نیست، یک کمی آب بخور و کمی یواش تر از سر شروع کن، آن وقت ببین چقدر

 

 قشنگ می شود.

 

دو سه شب نیمه های شب را بیداربمان ونماز شب بخوان،بعد از آن اگرتوانستی دیگر نماز

 

 شب نخوان، دو سه روز روزه بگیر، پس از آن اگر توانستی دیگر روزه نگیر. سایر اعمال

 

خیرهم به همین ترتیب. کار ما خیلی کم است. کار ما همان دو سه بار اول انجام دادن است.

 

چه در امر دنیا و چه در امر آخرت، قدم اول را که برداری، برداشتن قدم دوم آسانتر

 

 می شود. برداشتن قدم سوم از دوم هم آسانتر است. به همین ترتیب چند قدم برداری،

 

بی اختیار دو می زنی.

 

یا علی مددی

 

+ نوشته شده توسط پياله... در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 |

هو المعبود

 

سلام...

 

رو در صف بندگان ما باش و نترس

 

خاک در آستان ما باش و نترس

 

گر جمله ی خلق قصد جان تو کنند

 

دل تنگ مکن از آن ما باش و نترس

 

"حضرت مولانا"

 

یا علی مددی

+ نوشته شده توسط پياله... در شنبه بیستم خرداد 1385 |

هو الحق

سلام...

بحريست بحر عشق كه هيچش كناره نيست……

قطره قطره شراب ناب يادگار حاج اسماعيل دولابي

كتاب مصباح الهدي

...

مؤمن نزد خدا شریف است و یک موی او را در قبال همه ی زمین و آسمان نمی دهد.

 

- صاحب مال قیمت مال را می داند.خدا یک موی سر مؤمن را به همه ی عالم نمی فروشد.

 

شما قیمت خودتان را نمی دانید، لذا گاهی اوقات خودتان را ارزان می فروشید. بهلول الاغ

 

لنگی داشت. آن را به حراجی داد تا بفروشد. حراجی شروع به تبلیغات کرد که این الاغ

 

نیست بلکه براق است و همان مرکبی است که پیامبر اکرم (ص) با آن به معراج رفتند. آن

 

 قدر از آن الاغ تعریف کرد که خود بهلول باورش شد و دید حیف است آن را بفروشد؛ لذا

 

فریاد زد نمی فروشم، نمی فروشم و حق الزحمه ی حراجی را داد و الاغ را پس گرفت. بدن

 

 مؤمن براستی براق است و با آن عبادت می کند و به معراج می رود. هر چه خدا و اولیاء

 

خدا می گویند تو خوبی و با ارزشی، تو باور نمی کنی و خودت را بد و کم ارزش می دانی.

 

 مشکل در باور خودت است. شخصی که خود را حقیر و بد می پندارد و لذا خود را ارزان

 

می فروشد، اگر کسی پیدا شود که بتواند برای او حق مطلب را در توصیف ارزش و بزرگی

 

یک دوست اهل بیت ادا کند و ان شخص هم آن را باور کند، دیگر حاضر نخواهد شد آن را

 

در قبال متاع کم ارزش دنیا بفروشد.

 

- ما مصنوع خدا و ائمه (علیهم السلام) هستیم. آنها به کار خودشان ایمان دارند. بیایید ما هم

 

 به خودمان ایمان بیاوریم.

 

- شما خودتان را کوچک نشمارید. هر چه خود را کم ارزش دیدید، خدا قادر است شما را

 

 قیمتی کند.

 

- وقتی ایمان می آید انسان بزرگ می شود و مثل کسی می شود که ار محل بلندی به محل

 

زندگی و رفت و آمد مورچه ها نگاه می کند و مبدأ و مقصد آنها را یکجا می بیند، او هم

 

خلایق را همین طور مشاهده می کند و گذشته و آینده ی آنها را مطلع است.

 

- مؤمن مثل عطر است، همچنان که عطر خودش را معرفی می کند، مؤمن هم با عمل و

 

اخلاقش معرف خود است.

 

- المؤمنون حلویّون، مؤمنان شیرینی شناس و شیرینی پسند و شیرینی خور و شیرینی ساز و

 

شیرینی فروشند و به دیگران هم شیرینی را می شناسانند و می خورانند. اخلاق خوب،

 

کارهای خوب، معرفت و عبادت و ذکر خدا، محبت خدا و اولیاء خدا، همه حلاوت دارند و

 

شیرینی اند. پیامبر اکرم(ص) با اخلاقشان به مردم شیرینی نشان می دادند.

...

یا علی مددی

 

+ نوشته شده توسط پياله... در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 |

هو العزیز

 

سلام...

 

 چند نفر از ما فراموش کردیم که اصلا "گناه" چیست؟

 ...

"کتاب گناهان کبیره"

 

آیت الله شهید سید محمد حسین دستغیب

.

 

کبر حالتی است که در انسان از خود بینی پدید می آید که خود را بالاتر و بزرگ تر

 

 از دیگری (یا دیگران) می داند و ظاهر ساختن این حالت را در گفتار و کردار

 

تکبر می گویند و بر سه قسم است : کبر در برابر خدا؛

 

کبر در برابر پیغمبر و امام ؛ کبر با مردم.

 

نشانه های کبر

 

- هنگامی که با امثال خود در مطلبی گفتگو می کند اگر حق بر زبانشان جاری شود

 

 در صورتیکه پذیرفتن و اعتراف کردن به آن برایش گران باشد و نتواند اظهار

 

 بشاشت و خرمی کند معلوم است تکبر دارد.

 

- اگر در محافل و مجامع پایینتر از محلی که سزاوار نشستن اوست برایش گران

 

 باشد یا هنگام راه رفتن عقب همه قرار گرفتن برایش گران باشد متکبر است.

 

- در صورتیکه اول سلام کردن به زیر دستش برایش سخت باشد متکبر است.

 

- اگر اجابت دعوت فقیر بی نوائی یا انجام حاجتش یا نشستن پهلویش برایش سخت

 

 باشد نشانه ی کبر است.

 

- ضروریات زندگی خانه را از بازار خریدن و به روی دست گرفتن و به خانه

 

 بردن اگر برایش مشکل باشد متکبر است مگر در صورتیکه به مقتضای زمان و

 

 مکان و حال و شأنش این عمل برایش واقعا عیب باشد و سبب غیبت کردن مردم

 

 بشود.

 

- پوشیدن جامه های کم بها و زبر و کهنه اگر برایش گران باشد و در بند پوشیدن

 

لباس نفیس و فاخر بوده و آن را شرف و بزرگی بداند متکبر است مگر حقیقتا این

 

 عمل سبب هتک آبرویش باشد چنانچه ذکر شد.

 

- نشستن با نوکر و کلفت و شاگرد بر سر یک سفره ی طعام اگر بر او گران باشد

 

علامت کبر است...

...

یا علی مددی

+ نوشته شده توسط پياله... در دوشنبه هشتم خرداد 1385 |