هوالغالب
.
سلام...
اندک
اندک
جمع مستان می رسند
اندک
اندک
می پرستان می رسند
دلنوازان
ناز نازان
در ره اند
گلعذاران
از گلستان می رسند
اندک
اندک
زین جهان هست و نیست
نیستان رفتند و مستان می رسند
جمله دامنهای پر زر همچو کان
از برای تنگ دستان می رسند
لاغران خسته از مرعای عشق
فربهان و تندرستان می رسند
جان پاکان چون شعاع آفتاب
از چنان بالا به پستان می رسند
خرّم آن باغی که بهر مریمان
میوه های نو ز مستان می رسند
اصلشان لطفست و هم واگشت لطف
هم ز بستان سوی بستان می رسند
*حضرت مولانا*
.
.
یا علی مددی

