تبليغاتX
ساقی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام...

 

روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخواست 

می به میخانه بجوش آمد و می باید خواست

 

 

 

نوبت زهد فروشان گران جان بگذشت 

وقت شادیّ و طرب کردن رندان برخواست 

 

چه ملامت بود آن را که چو ما باده خورد 

این نه عیب است بر عاشق و رند و نه خطاست! 

 

باده نوشی که در او هیچ ریایی نبود 

بهتر از زهد فروشی که در او رو و ریاست

   

ما نه مردان ریاییم و حریفان نفاق

آنکه او عالم سرّ است بدین حال گواست 

 

فرض ایزد بگذاریم و به کس بد نکنیم 

وانچه گویند ره اینست بگوییم رواست 

 

چه بود گر من و تو چند قدح باده خوریم 

باده از خون رزانست نه از خون شماست

 

این نه عیب است کزین عیب خلل خواهد بود 

ور بود عیب چه شد  مردم بی عیب کجاست؟ 

 

حافظ از عشق خط و خال تو سرگردانست 

همچو پرگار ولی نقطه ی دل پابرجاست...

 

عیدتان مبارک*

 

یا علی(ع) مددی

+ نوشته شده توسط پياله... در شنبه بیست و یکم مهر 1386 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هیچ مصیبتی در زمین و نه در وجود شما روی نمی دهد

 

مگر اینکه همه ی آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است؛

 

 

و این امر برای خدا آسان است!

 

این بخاطر آن است که برای آنچه از دست داده اید تأسف نخورید،

 

و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید؛

 

و خداوند هیچ متکبّر فخرفروشی را دوست ندارد!

 

همانها که بخل می ورزند و مردم را به بخل دعوت می کنند؛

 

و هرکس روی گردان شود،

 

 خداوند بی نیاز و شایسته ی ستایش است.

 

حدید/24-22

 

۰۰۰۰۰ 

 

حجّت را که تمام کردی، زبانم بسته شد!

 

دیگر حرفی برای گفتن نمانده بود...

 

تفسیر آن با اهلش... 

 

یا علی(ع) مددی

 

+ نوشته شده توسط پياله... در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 |